حاج ملا هادي السبزواري
118
شرح مثنوى
گر تو : ترغيب به رياضت است . ( ( 1643 ) ) روغنى كايد چراغ ما كشد * آب خوانش چون چراغى را كشد ن 81 11 - ك 35 7 چراغ ما كشد : به كسر كاف . و چراغ فاعل او و روغن مفعول . و ثانى به ضم كاف . ( ( 1650 ) ) هر غلامى را بياورد ارمغان * هر كنيزك را ببخشيد او نشان ن 81 19 - ك 35 12 ارمغان : سوقات . ( ( 1653 ) ) من چرا پيغام خامى از گزاف * بردم از بىدانشى و ارتساف ن 81 22 - ك 35 14 ارتساف : ( به سين مهمله ) : ارتفاع ، و مراد غرور نفس است . و اما ارتشاف ( به شين معجمه ) به معنى تناول آب ، مناسب نيست مگر بر سبيل تشبيه ، يعنى نفس چون مايل است به هر لهو و لعبى به كسى مىماند كه هر آبى را تناول كند و مشرب عذبى نداشته باشد . ( ( 1663 ) ) زيد پرانيد تيرى سوى عمرو * عمرو را بگرفت تيرش همچو نمر ن 82 10 - ك 35 19 نمر : پلنگ . ( ( 1665 ) ) زيد رامى آن دم ار مرد از وجل * دردها مىزايد آن جا تا اجل ن 82 12 - ك 35 20 وجل : ترس . ( ( 1670 ) ) بسته درهاى مواليد از سبب * چون پشيمان شد ولى از دست رب ن 82 17 - ك 35 22 چون پشيمان شد ولى از دست رب : يعنى پشيمانى نقص است در اوليا نمىباشد ، چه اينها صنع كردگار است . بلكه دانستى كه تفويض باطل است و مولَّد اين مواليد هم حول و قوّت اوست اگر چه وجهى به اسباب نيز دارند . ( ( 1673 ) ) گرت برهان بايد و حجت مها * باز خوان من آية او ننسها ن 82 20 - ك 35 24 او ننسها : اشارت است به كريمهء * ( ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها 2 : 106 ( 1 ) آن چه را نسخ كنيم از آيات يا بفراموشانيم از قرآن يا از دلها يا از صفحهء كون مىآريم بهتر از آنها را يا مثل آنها را كه در قدرت ما وقوفى نيست و در فيض ما انقطاعى نه . ( ( 1677 ) ) خذتموا سخرية اهل السمو * از نبى بر خوان تا انسوكم ن 83 2 - ك 35 26 خذتموا سخرية اهل السمو : اشارت است به قول حق تعالى
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 106 .